دخیل

دخیل چادر خاکیت بانو!

می‌شود بعد از این مادر صدایت کنیم؟

/ 8 نظر / 11 بازدید
حسام

زیبا بود و دلنشین[نگران][گل]

آسمان

کاش می توانستیم قدری بشناسیمت ... عرض تسلیت خوشحالم از آشنایی[گل]

مامان محمدین

به نظر من هم اين قدر مبهم ننويس. من خودم مبهم مي نويسم. اما واسه خوندن وبلاگ تو گيج ميشم. حالا تازه دارم مي فهمم چرا بهم ميگن مبهم ننويس.

سایه - نوشته های یه مامان

سلام حورا جونم عزیزم تسلیت میگم . خدا پدر بزرگتو رحمت کنه [نگران] منم در گیر و دار رفتن و موندن مادر بزرگم ام [ناراحت] حالش خیلی بده دیگه اخراشه .....[نگران] ولی بابابزرگم یه چیز دیگه بود جیگر بود منم نزدیک یک ساله نمیتونم باور کنم رفتنشو خیلی حیفه یه عزیز مسن با اون حرفاهای شیرین و اون ذوق کردنهاشون موقع دیدن ما اون لبخند ها اون چروک ها اون صورتهای نورانی ... چطور میشه باور کرد رفتن شونو ؟ غم بزرگت هم ان شا الله کوچیک بشه و از بین بره ولی ایکاش مینوشتی اش تا کمی سبک تر بشی راستی ... نوشته هات پر از عطر قران و حدیثه .... احساسم بهم میگه باید خیلی مذهبی باشی و درس دین خونده باشی . درسته ؟

a mum

سلام حورا جون ندیده خیلی احساس خوبی بهت دارم از خدا میخوام همه چیز خوب باشه. مادرها احساس هم رو خوب میفهمند. هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند ...

شقایق مامان سوژین

از ته دلم ازش میخوام همه چیز درست بشه و خیلی زود آرامشو به دلت مهمون کنه، دل مادرا خیلی کوچیکه، خودت سامونش بده دلشونو که فقط کار خودته، می بوسمتون و منتظر خبرای خوبم

ساحل

سلام سحورا جون.مقداد جون خوبه؟؟؟ما رو بی خبر نزار عزیزممم

فاطمه(مامان اميرصدرا)

حورا جان سلام عزيزم حال و احوال مقداد جان چطوره؟ تو را خدا به كلوپ سر بزن دلم برات واقعا تنگيده هميشه به يادتون هستم و اگه قابل باشم براي دل مهربون تو و چشماي زيباي مقداد جانم دعا مي كنم ايشالله به زوديه زود با خبرهاي خوش ببينمت روي ماه مقداد عزيز و خودتو مي بوسم