و من خمار حرم، بی پیاله ام ، افسوس...

آهو مادر بود،

مثل همه‌ی مادرها.

آهو دلش برای بره‌اش می تپید،

مثل همه‌ی مادرها.

خدا می‌خواست آهو را امتحان کند،

دستش را گذاشت روی عزیزترین هدیه اش.

و امتحان سخت زندگیش آغاز شد.

آهو دید تاب نمی آورد.به یاد مهربانی تو افتاد.

با مهربانی تو سختی امتحان آهو شیرین شد.

کار تمام شد .

بعد از آهو مادران زیادی آمده اند.

بعد از آهو مادران زیادی امتحان شده اند.

اما هنوز که هنوز است چشم مادران به ضمانت توست وقتی امتحان های سخت عالم آغاز می شود.

                                                                        یا ضامن آهو...

 

/ 14 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خضرایی

وامروز دحوالارض است...سلام بر امام مهربان

مامان یک عدد کلوچه

[ناراحت]

مريم مامان آريا

به احساس قشنگت و به همه حالت با خدا حسوديم شد به پاي تو نمي رسم ( البته فعلا ها ) ولي ما هم يه زماني روزهايي داشتيم با خدا خيلي دلم واسه خودم مي سوزه كه حتي فرصت فكر كردم به خودم رو هم ندارم اينقدر سريع روزم شب مي شه و شبم روز بدون اينكه به اندازه كافي حتي خوابيده باشم اميد به اينكه آريا كمي بزرگتر بشه و عقب موندگيهام رو جبران كنم خيلي آرزوها دارم براي خود انسانيم خيلي حرف ها توي دلم كه بلد نيستم بزنم اما تو رو خيلي دوست دارم چون بوي خدا مي دي

هدی مامان علیرضا

خیلی قشنگ می نویسی حس پاکتو میشه از نوشته هات بو کشید. التماس دعا تولد پسر گلت هم مبارک انشائالله اونم مثل مادرش عاشق امام رضا بشه

مامان محمدين

دلم پنجره فولادش رو ميخواد... ميخوام دلم رو ببندم بهش براي شفا.......

پگاه

چقدر قشنگ می نویسی. نوشته های دیگه ات رو هم خوندم. دلم آروم گرفت از بودن در اینجا. احساس آرامش کردم. خونه ات همیشه گرم و آرام انشاا... تولد گل پسر هم مبارک.پسر من هم آبان دنیا آمده.

بنفشه

سلام. خیلی زیبا بود. إن شاءالله که آقا با بزرگواریشون همیشه به ما لطف و عنایت دارن.