ارحمنی...

بدون تردید ،خداوند بر بنده‌ی خود به خاطر شدت محبت بر فرزندش رحم می‌کند.

                                                                           امام صادق(ع)

.

.

.

.

واولی الامور بک فی عظمتک رحمته من استرحمک...(و سزاوارترین کار به بزرگواری تو رحمت آوردن بر کسی است که از تو رحمت می خواهد...)

                                                                               دعای 10 صحیفه سجادیه

/ 7 نظر / 15 بازدید
Reza

با سلام خدمت شما همکار وبلاگ نويس عزيز اين پيغام را براي شما ارسال کردم تا عرض کنم سوسا وب تولز ( ارائه دهنده ابزار رايگان وبلاگنويسان ) ابزار رايگان جديد و متفاوت خودش را اضافه کرد... در ضمن با قرار دادن ابزارهاي سوسا وب تولز در وبلاگ خود مي توانيد به صورت اتوماتيک در قرعه کشي بزرگ ما شرکت کنيد. جوايز ناقابل اين دوره قرعه کشي: 1- يک لپ تاپ دل براي يک نفر 2- چهار ميني لپ تاپ براي چهار نفر 3 - پنجاه فلش مموري 16 گيگ سيليکن پاور براي 50 نفر زمان قرعه کشي: 9 شهريور 1390 مصادف با عيد سيعد فطر منتظر حضور گرمتون هستم با تشکر مديريت سوسا وب تولز http://susawebtools.ir

مامان یک عدد کلوچه

خدا رو شکر

من و خونه زندگیم(بهار)

خیلی وبتو دوست دارم راستی این متنی که در قسمت درباره من نوشتی رو از جایی کپی کردی یا از خودتونه؟؟؟

من و خونه زندگیم(بهار)

نه عزیزم منظورم اینه درباره : چشمهایم را بسته بودم اما دستهایم رو به آسمان بود. به خیال خودم دعا می کردم.برای چیزی که سهم من نبود_ ویدعوا الإنسان بالشردعاءه‌بالخیر... _ خدایم مثل همیشه آرام و صبور مرا می نگریست.بی تابیم را که دید خنده اش گرفت از عقل ناقصم -وکان الإنسان عجولا_ اما چه می شد کرد خودش مرا ساخته بود.دوستم داشت. روی زمینش تا چشم کار می کرد آدمهای مثل من بود. نوبرش را که نیاورده بودم. خدایم لبخند زد. از خنده اش نور باریدن گرفت. فرشته قطره ای نور به بالش گرفت و روی زمین آمد. چشمهایم هنوز بسته بود . فرشته را ندیدم. دانه را توی دلم کاشت. .همچنان دعا می کردم .بی‌خبر که خدایم مثل همیشه سهم من را بیشتر از آنچه لیاقتم بود عطایم کرده . - یا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها _ دانه توی دلم جوانه زد. بوی لبخند خدا در دلم پیچید.آرام شدم.خدایم هرگز دیر نمی کرد. دانه بزرگ شد.جوانه زد. شکوفه کرد.میوه داد. و اینجا می نویسم از لبخند زیبای خدا .میوه ‌ی دلم.