تو آمدی

جمعه همه‌ی چله هایم تمام شد.

شنبه ، دردها که شروع شد ، هرگز فکر نمی کردم که آخرین روز باشد. نذر حضرت معصومه کردم.

شب که توی آغوشم گذاشتندت برای نذر قبولم شکر کردم. همان شد که باید...

اولین روز از دهه‌ی کرامت تو را به من دادند. و خوش خیال هم اگر نباشم ،‌فکر می کنم که آن محبت خاص که از امام رضا توی دلم هست _ که تا به اسمش می رسم دلم‌  می‌لرزد،هر چند که همه‌ی شان نور واحدند_ کار خودش را کرده. اگر با من نبودش هیچ میلی...

و تو آمدی در یکی از بهترین روزهای خدا . اول ذیقعده،روز میلاد حضرت معصومه .آغاز دهه‌ی کرامت... و باز هم شکر.

/ 0 نظر / 11 بازدید