فاذا سئلک عبادی عنی فانی قریب

همین که اجازه ام می دهی دستهایم را رو به آسمانت بگیرم ، کافی است تا باور کنم دوستم داری.صدایم را می شنوی.و برای پسرکم از من مهربانتری.

گناهکاری و بدی  ام را می دانم.اما چه کنم که بخشش و مهربانی  تو را نیز  می دانم.

 

 

و ناامیدم اگر کنی عجیب است.

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء

/ 9 نظر / 17 بازدید
مامان ضحا

دعات مستجاب...... تو اون تاریخ اگه خدا بخواد مکه ام.....قابل باشم حتما فراموشتون نمیکنم.[ماچ]

مامان محمدین

سلام. عزيزم! بي اندازه ناراحت شدم. بي اندازه. و بي اندازه دهنم باز موند. چون قبلا نديده بودمتون. و اصلا نميدونم از كجا من رو ميشناسين. ضمن اينكه بايد خيلي به هم نزديك باشيم ! مگه نه؟! به لحاظ فكري ميگم. خدا شفا بده پسركتون رو. بياين اصل ماجرا رو يا برام بگين و يا اينجا بذارين. حقيقتا من ناراحت شدم. خدا بهتون توان بده. و مشكلتون رو حل كنه آميــــــــــــن.

هنا

امید به خدا! گفتنش آسونه اما می دونم که در تو هست...ما هم دعا می کنیم عزیزم.

مامان حسین

چشم دست می بریم پیش خدا امیدم به خدای رحیم است که بی جواب نگذارد

یاس خاکی

سلام - خیلی خیلی ناراحت شدم انشالله که هیچ مشکلی پیش نیاد . اگه قابل باشم چشم دعا میکنم .

زیبا

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء خدا به حق فاطمه کوچولویی که دیگه به بغل مادرش برنمیگرده حاجت دلتون رو بده! اینقد رداغونم که فقط این دعا به زبونم اومد! ببخشید

زیبا

بببخشید... حالم دست خودم نیست... دلم خیلی گرفته و حتما حتما حتما با اشکایی که برای فاطمه کوچولو میریزم برای شما هم دعا میکنم

مامان پرهام

عزیزم همه چیز رو به خدا بسپار. مطمئن قدم بردار. حتما دعاش می کنم. با خبرای خوب به وبلاگم میای می دونم

خاله نارنج

کنج کرده ای میان گوشه خلوتت ... و روضه سکوت گرفته ای ؟؟ انگار روزهای مریم بودن را مرور می کنی ... ...حرفی نیست فقط خبری از خودت بده ...حرفی نیست جز اینکه هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند ... و اینها همه و هر روز بلای بلی الست بربکم توست مولای من ...