بار دیگر زنده می شوم

دیگر چیزی نمانده عزیز دلم، تا جمعه چیزی نمانده است.

جمعه فرشته ها می آیند  و تو را برای لحظاتی می برند تا خدا از روح خودش در تو بدمد.یا شاید جمعه خود خدا میاید تا از روحش در تو بدمد ، نمی دانم.

تنها می دانم این اتفاق خوب خواهد افتاد.

باید دست به کار شویم.هر دویمان.هم من و هم تو . باید خانه را برای آمدنشان آماده کنیم.



دعا میکنم ، روز خوبیست ، جمعه است ، عید است ، خدا میاید ، دوباره در من روح دمیده می‌شود . دوباره پاک می شوم. دوباره زاده می شوم. و اینها همه به واسطه توست عزیز دلم. می دانم جمعه هر دعایی کنم برآورده می شود.آخر خدا از همیشه به ما نزدیک تر است.

نزدیک تر از من به من ...



4 ماه و 10 روزگیت مبارک!

/ 0 نظر / 18 بازدید