با طعم دلتنگی

اینکه برای آمدنم ذوق نکنی عجیب است.    
اینکه پیشانی ام را نبوسی عجیب است.    
اینکه هر جای خانه می روم دنبالم نیایی عجیب است.   
اینکه با همان لحن دلنشین همیشگی:(میزانی؟ روبه راهی؟)حالم را نپرسی عجیب است.    
اینکه برایم سیب پوست نمیکنی و به دستم نمی دهی عجیب است.                      
اینکه پسرکم را با شوق در آغوش نمی گیری و برای بودنش شکر نمیکنی ، عجیب است.    
کجا بوذی بابابزرگ که امروز هیچ کس برایم دعا نکرد:(کربلا بری!)    
کجا بودی که امروز چشمم به در خانه ات خشک تا کلید بیاندازی و از مسجد بیایی و تا کفشهایم را ببینی، بگویی:(به!به! چه لطفی خدا امروز به ما کرده.)           
گفته بودی گریه ام را تاب نمی آوری.بیا معامله ای با هم بکنیم.تو گریه ام را تاب بیاور و من نبودنت را.
عید بود بابابزرگ. عید بی تو.بی صدای تو.بی حضور تو.
باور نمیکنم هرگز نمیایی.منتظر می مانم.حتی شده تا آخر دنیا.منتظر می مانم تا از مسجد برگردی بابابزرگ خوبم.

/ 11 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
1

چقدر توصیف زیبایی است!دلم از این بابابزرگ ها خواست سهم کوچک من یک صلوات برای ایشان سهم بزرگ ایشان(انشاالله)دعابرای نوه ونتیجه و ...

هجران

سلام. سال نوی شما هم مبارک هر چند که گویی سال غمگینی شروع کردید روحشون شاد. مرسی به ما سر زدید

نندی

[ناراحت]

صنم

سلام تسلیت میگم انشالله سال90 خبرهای خوبش برات بیشتر باشه [قلب]

سارا

بغض کردم دختر با این متنت خدا بیامرزتشون. راستی خیلی خوشحالم کردی آدرست رو بهم دادی. راستی نبودم که بگم قدم نو رسیده ات مبارک باش خانون خانوما.

گلچهر

انا لله و انا الیه راجعون .خدایش بیامرزاد.مقداد عزیزم رو ببوس.

حتی بیشتر

سلام و نور اگه یه مصرع از عربی از این اشعار رو سرچ کنید می تونید کاملشو پیدا کنید توی تمام مقاتل حضرت زهرا هم این اشعار ذکر شدن از جمله کتاب فاطمة الزهرا من المهد الی الحد علامه ی قزوینی یا کتاب فاطمة الزهرا شادمانی دل رسول خدا از مرحوم رحمانی همدانی و یخیلی کتاب های دیگه.... اگه توفیق باشه برای فاطمیه ی دوم ترجمه ی باقی ابیاتو هم توی وبلاگ می ذارم

زینب سادات

وای دختر دلم لرزید خدا ایشون رو در جوار بنیانگذار مسجد قرار بده انشالله

مامان محمدین

واي خيلي دلم گرفت. خدا رحمتشون كنه. منم پدربزرگم رو بي حددددددد دوست دارم. خدا حفظشون كنه. آمين