لبخند زیبای خدا

یک روز با پسرک

سه‌شنبه صبح زود سجاد رفت به یک مسافرت 5 روزه (تا شنبه) ، که به دلایلی حتی   نمی توانیم با هم حرف بزنیم و یا حتی پیامکی...

بعد از رفتنش به علت سرماخوردگی شدیدی که داشتم و قرص خورده بودم خیلی سریع به خواب رفتم. ساعت 10 صبح با صدای زنگ تلفن بیدار شدم و پسرک هنوز در خواب بود.خاله‌ام بود و به خاطر تصادفی که برای داییم پیش‌آمده بود،حال و اوضاع درستی نداشت و گفت،برای اینکه حال و هواش بهتر بشه برم پیشش.اصلا حال خوبی نداشتم.اما گفتم حالا ببینم چی میشه و دوباره دراز کشیدم.یک ساعت بعد دوباره زنگ زد و گفتم اگه بیام دخترت مریض میشه و خوب باز هم اصرار کرد و من هم با حال بدم پسری رو حاضر کردم و رفتیم و خلاصه تا آخر شب هم همونجا بودیم.

وقتی برگشتم خونه ، انگار نبودن سجاد رو تازه فهمیده باشم.پیراهنش که روز قبل تنش بود روی دسته صندلی بود.از کنار صندلی که رد شدم بوش می اومد.گذاشتم همونجا بمونه.

پسرک رو خوابوندم.اما خودم بی‌خوابی بدی گرفته بودم.فیلم کیفر رو گذاشتم و دیدم و بافتنی بافتم تا ساعت 3 و بعد هم انقدر سرفه های شدید می‌کردم که اصلا نتونستم درست و حسابی بخوابم.

صبح چهارشنبه مامانم اصرار داشت که برم خونشون ولی من شدیدا دلم می خواست ازین فرصت تنهایی برای فکر کردن استفاده کنم.

روز چهارشنبه برای من و مقداد روز متفاوتی بود.چرا که در تمام لحظه هاش مشغول بازی با هم بودیم.

اول روز بعد از خوردن صبحانه‌ی با هم(من معمولا صبحانه نمی‌خورم) سی‌دی حیوانات را دیدیم.پسرک از اینکه در حین دیدن یک برنامه برایش توضیح بدم خیلی لذت می بره و تا آخر سی دی تو بغلم نشسته بود و با اشتیاق نگاه می کرد و ابراز احساسات می کرد.

بعد همونطور که تو بغلم بود ، روی میز آشپزخانه نشاندمش و در کنارش یک غذای عالی براش پختم و دوباره با هم مشغول بازی شدیم.دلم می خواست بهش خوش بگذره.خیلی زیاد .براش کتاب می‌خوندم و برای اولین بار با دست و صورت و صدا ادای شخصیت های کتاب را درمی‌آوردم که خیلی خیلی برایش جالب بود.و وقتی کتاب تمام شد،می گفت: مامان ، تتاب ، باز (مامان باز هم کتاب بخون)

خلاصه چند ساعت توی اتاقش با هم سرگرم بودیم.بعد هم وقتی داشتم ظرفهای ناهار و صبحانه را یک جا می‌شستم ، از توی کابینت ظرف شکر را برداشته بود و پخش زمین کرده بود و مشغول بود، که برای کور نشدن حس خلاقیتش به روی خودم نیاوردم.

بعد هم رفتیم حمام و آب بازی.

و نکته جالب برایم این بود که ساعت 12 بی کلنجار خودش سرش رو روی شانه ام گذاشت و گفت لالا.و به دقیقه نرسید که خوابش برد.

بعد از خوابیدنش پای کامپیوتر نشستم .موسیقی یک وبلاگ من را برد به اولین سال ازدواجم با سجاد.بعد هم چند وبلاگ دیگر که فضایشان ناخودآگاه حس و حال آن روزها را داشت.

با خودم فکر میکنم ،چرا عوض شده‌ام؟به حس و حال آن روزهای بسیار خوب و ...

.

.

.

.

اما...

شاید حال و هوای تنهایی به کله‌ام زده که ...

صبح پنجشنبه برنامه ها دارم برای زندگی از شنبه به بعد.

.

.

.

.

به ساعت پایین صفحه که نگاه میکنم دو تا شاخ دو طرف همان کله‌ی هوایی شده سبز می‌شوند.6 صبح.آخرش فکر می کردم 2 باشد.

.

.

به گمانم فردا روز خوبی باشد!

............................................................................................

پ.ن:البته اگه شیطون و نفس این دو دشمن همیشگی من بگذارند.

 

[ ۱۳٩٠/٩/٢٤ ] [ ٦:٠۸ ‎ق.ظ ] [ حورا ]

زن زندگی
گالري عکس هاي زیبا

نارنجدونه
گالري عکس هاي زیبا

نذر موعود
گالري عکس هاي زیبا

لیلی نامه
گالري عکس هاي زیبا

این روزها
گالري عکس هاي زیبا

همسرانه
گالري عکس هاي زیبا

ابناء الهدی
گالري عکس هاي زیبا

قند پارسی
گالري عکس هاي زیبا

برای پسرم
گالري عکس هاي زیبا

به رنگ پدر
گالري عکس هاي زیبا

اسمارتیس
گالري عکس هاي زیبا

نیلوفر جون
گالري عکس هاي زیبا

میوه ی دل
گالري عکس هاي زیبا

نورچشمی
گالري عکس هاي زیبا

اولین فرزند
گالري عکس هاي زیبا

حیاط خلوت
گالري عکس هاي زیبا

زیر یک سقف
گالري عکس هاي زیبا

روضه های ما
گالري عکس هاي زیبا

مطلع عشق
گالري عکس هاي زیبا

نهال کودکی
گالري عکس هاي زیبا

خاطرات تولد
گالري عکس هاي زیبا

نی نی آی کیو
گالري عکس هاي زیبا

مثل هوای بهار
گالري عکس هاي زیبا

روزهای مادرانه
گالري عکس هاي زیبا

گل باغ بهشت
گالري عکس هاي زیبا

ما و جوجوهامان
گالري عکس هاي زیبا

مادرانه هاي من
گالري عکس هاي زیبا

با هم تا بهشت
گالري عکس هاي زیبا

ما به هم وصليم
گالري عکس هاي زیبا

تو فقط لیلی باش
گالري عکس هاي زیبا

برسد به دست آینده
گالري عکس هاي زیبا

دل نوشته های من
گالري عکس هاي زیبا

خاطرات پسرم نیکان
گالري عکس هاي زیبا

فرشته خوشبختی ما
گالري عکس هاي زیبا

تجربه های یک مامان
گالري عکس هاي زیبا

دست نوشته های یک مادر
گالري عکس هاي زیبا

محمد صدرا ریحانه بهشتی
گالري عکس هاي زیبا

مادری های من, بچگی های تو
گالري عکس هاي زیبا

ماجراهای زندگی یک زوج مسلمان ایرانی
گالري عکس هاي زیبا

ما همیشه با تو بوده ایم...این روزهابیشتر
گالري عکس هاي زیبا

Avazak

ایران دوست



Other


Design

Design By : Avazak.ir

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه