لبخند زیبای خدا

اگر بیایم باز هم راهم می دهی؟

10 سال است که همیشه و در همه دعاهایم یک چیز از تو می خواهم.همیشه یک چیز.

هر چند یقین دارم که تو همیشه بهترین ها و برترین ها را برای بنده خود می خواهی اما سخت دلم گرفته است.از خودم .خدایا از خودم خسته ام .

تو خواستی کامل‌ترین و بهترین را به من عطا نمایی،همانطورکه‌در تفالم فرمودی:فتمثل لها بشرا سویا.اما کسی که روزی کاملی برایش در نظر گرفته شده است خود نیز باید بویی از تکامل برده باشد.تو آنچه را که من خواستم دادی، اما من همه چیز را فراموش کردم.  می دانم در این بازی تلخ تو خواستی راه زندگی من عوض شود.تو مرا از تنها راه ممکن بازگرداندی.این بنده ناسپاس ناشکیبا را که تنها در دردها به تو روی می آورد.

خواستی به زور مرا ماندنی کنی.دیدی من آدم بازگشتن نیستم.دوستم داشتی و تباهیم را نمی‌توانستی ببینی.مهلتم دادی...پاداشم دادی...صبر کردی...صبرکردی...صبر کردی...نه!این بنده به خودت برده بود.متکبر! فتبارک الله احسن الخالقین...گوشم را گرفتی.دلت نمی آمد رهایم کنی.برم گرداندی عقب.خوب راهی بود.بی برو و برگرد.سزای بنده ناسپاس.مو لای درزش نمی رفت.راهی که همه بد ها را هم نرم می کرد.عشق!وقتی به خودم آمدم تا امروز نمی دانستم از کجا خوردم.درد داشت خدا.زیااااااااااااد.سزای بنده ناسپاس،عجبا از تو.فنعم المولی ... فنعم المصیر...

حال دیگر اختیارم داده ای تا راه را بیابم.از اینجای داستان به بعد سهم من است.همه خوبی ها اگر تو بخواهی در مقابلم و دست تو در همین حوالی که اگر دوباره راه را اشتباه بروم ، جوری بی آنکه حضور دست تو را حس کنم به راهم بیاوری.بعد هم دوباره شلوغش کنم که ره گم کرده ای بیش نیستم.و تو هیچ نگویی خدای صبور من .تنها مرا نظاره کنی و وقتی فرشتگانت از من به ستوه آمدند تنها لبخندی ملیح بر لبانت جاری کنی تا به خود بیایم .و وقتی به خود آمدم تازه باز هم اگر عاقل باشم می فهمم که در تمام مدت در آغوش تو بودم و تو را را به من نمایانده ای.راه را پیدا کرده ام.نه گم.اما شیوه اش این بوده که تو خواسته ای.

چه قدر مهربانی تو وسیع است.چه حکیمانه عمل میکنی.چه طراوت عظیمی از دستان محبتت فرو می چکد و بر جان این آلوده به دنیا فرو می ریزد.

بمیرم برای مظلومیتت خدای بزرگ من ، که با این همه باز هم آرام می گویی یا عباد لا تحزنوا...و لبخند می زنی. آرام.و امیدواری که درست شوم که آدم شوم.چه بزرگوارنه از خطایای من در می گذری، من که سزاوار هیچ نیستم.

خدایا آن روزها که جاهلانه دست و پا می زدم تا خود را از آغوش امن تو بیرون بیاندازم همچون هزار مادر مهربان بر طفلی صغیر با من رفتار کرده ای.حال چه طور ممکن است وقتی دستم را به سویت دراز کرده ام نجاتم ندهی؟

کمکم کن برگردم به جایی که خودت برایم خواسته بودی.

 

مرا می بخشی خدا؟

روحم بدجوری درد می‌کند.

[ ۱۳٩٠/٦/٢ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ] [ حورا ]

زن زندگی
گالري عکس هاي زیبا

نارنجدونه
گالري عکس هاي زیبا

نذر موعود
گالري عکس هاي زیبا

لیلی نامه
گالري عکس هاي زیبا

این روزها
گالري عکس هاي زیبا

همسرانه
گالري عکس هاي زیبا

ابناء الهدی
گالري عکس هاي زیبا

قند پارسی
گالري عکس هاي زیبا

برای پسرم
گالري عکس هاي زیبا

به رنگ پدر
گالري عکس هاي زیبا

اسمارتیس
گالري عکس هاي زیبا

نیلوفر جون
گالري عکس هاي زیبا

میوه ی دل
گالري عکس هاي زیبا

نورچشمی
گالري عکس هاي زیبا

اولین فرزند
گالري عکس هاي زیبا

حیاط خلوت
گالري عکس هاي زیبا

زیر یک سقف
گالري عکس هاي زیبا

روضه های ما
گالري عکس هاي زیبا

مطلع عشق
گالري عکس هاي زیبا

نهال کودکی
گالري عکس هاي زیبا

خاطرات تولد
گالري عکس هاي زیبا

نی نی آی کیو
گالري عکس هاي زیبا

مثل هوای بهار
گالري عکس هاي زیبا

روزهای مادرانه
گالري عکس هاي زیبا

گل باغ بهشت
گالري عکس هاي زیبا

ما و جوجوهامان
گالري عکس هاي زیبا

مادرانه هاي من
گالري عکس هاي زیبا

با هم تا بهشت
گالري عکس هاي زیبا

ما به هم وصليم
گالري عکس هاي زیبا

تو فقط لیلی باش
گالري عکس هاي زیبا

برسد به دست آینده
گالري عکس هاي زیبا

دل نوشته های من
گالري عکس هاي زیبا

خاطرات پسرم نیکان
گالري عکس هاي زیبا

فرشته خوشبختی ما
گالري عکس هاي زیبا

تجربه های یک مامان
گالري عکس هاي زیبا

دست نوشته های یک مادر
گالري عکس هاي زیبا

محمد صدرا ریحانه بهشتی
گالري عکس هاي زیبا

مادری های من, بچگی های تو
گالري عکس هاي زیبا

ماجراهای زندگی یک زوج مسلمان ایرانی
گالري عکس هاي زیبا

ما همیشه با تو بوده ایم...این روزهابیشتر
گالري عکس هاي زیبا

Avazak

ایران دوست



Other


Design

Design By : Avazak.ir

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه